...
منم انکه ندانست عشق چیست؟
منم انکه نداست تو کیستی؟
منم انکه نداست زندگی چیست؟
منم انکه نداست من کیستم؟
منم انکه از زندگی سیرم
منم انکه عشق تمامم کرد
منم انکه نمی دانم چه گویم
هر چه گویم ان اه درد قلبم است که عشق تمامش کرد.
منم انکه ندانست عشق چیست؟
منم انکه نداست تو کیستی؟
منم انکه نداست زندگی چیست؟
منم انکه نداست من کیستم؟
منم انکه از زندگی سیرم
منم انکه عشق تمامم کرد
منم انکه نمی دانم چه گویم
هر چه گویم ان اه درد قلبم است که عشق تمامش کرد.
در مسيرش هرچه نازيباست آن تدبير ماست
زندگي آب رواني است روان ميگذرد..........
آنچه تقدير من و توست همان می گذرد.
دوستت که می دارم
مرگ هم زیبا می شود
چندان که می توانم
بر سینه ی برهنه ات
سر بگذارم و بمیرم
در قفس را بگشایم
پرنده پر ساید به بال روشن باد
و من در آغوشت به خواب روم...
عشق اول مهربونم چترموهات سایه بونم
عشق اول نازنینم دستتوبزارتودستام
عشق اول بهترینم بوی توداره نفس هام
عشق اول...
عشق اخر...
اگه امشب درکنارم ...تورودارم!!!...تورودارم!!!
پس چراچشم انتظارم؟؟؟؟...
عشق اول ...
عشق اخر...
نکنه خوابم دوباره!!!
نکنه تنهام بزاری!!!
بشه قلبم پاره ...پاره...
نکنه! هنوزنگفتم که چقد عاشقت هستم
نکنه !هرگزندونی که تورومن میپرستم
نکنه! هرگزندونم رازاون ناز نگاتو
نکنه! هرگز نخونم شعرغمگین نگاتو
اگه من حتی ندونم اسمتوای مهربونم
اگه توحتی ندونی از منم نامونشونیییییییی...
عشق اول مهربونم سرتوبزارروشونم
عشق اول مهربونم چترموهات سایه بونم
عشق اول...
عشق اخر...
نکنه خوابم دوباره
نکنه تنهام بزاری بشه قلبم پاره پاره...
نکنه تنهام بزاری بشه قلبم پاره پاره...
ماه من ، غصه چرا ؟
آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد
یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان
نه شکست و نه گرفت
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید
ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت ،
تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست
ماه من غصه چرا !؟
تو مرا داری و من
هر شب و روز ،
آرزویم ، همه خوشبختی توست
ماه من ! دل به غم دادن و از یأس سخن ها گفتن
کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند
ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست،
با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن
وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست
او همانی است که در تار ترین لحظه شب، راه نورانی امید
نشانم می داد
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام ،
غرق شادی باشد
ماه من......!!!
غصه اگر هست ! بگو تا باشد
معنی خوشبختی ،
بودن اندوه است
این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچین
ولی از یاد مبر،
پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می خواند ،
که خدا هست ، خدا هست
و چرا غصه ؟ چرا !!!!؟